X
تبلیغات
رمان خوانها

رمان خوانها

romankhanha.blogfa.com

پست ثابت


سلام به تمام بازدید کننده های عزیز 

امیدوارم که حالتون خوب باشه به وبلاگ ما خیلی

خیلی خوش اومدین

اینجا ی وبلاگ گروهیه 

ما اینجا رمان میذاریم 

* برای گذشتن رمان ها از نویسنده اجازه می گیریم *

هر کسی که بخواد می تونه عضو بشه ولی به شرط

اینکه حداقل 3 روز ی بار اپ کنه

تبادل لینک هم می کنیم کسایی که می خوان

ما رو بلینکن با اسم رمان خوانها ما رو بلینکن

و بگن با چ اسمی بلینکیمشون

ما رمان ها رو از سایت نود و هشتیا میذاریم اینجا

مدیر اصلی وبلاگ الیکا ( مهتاب )

ولی فعلا من مدیرم تا ایشون بتونن بیان

 لطفا نظرا و انتقاداتتون رو بگید 

 خیلی ممنون 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392ساعت   توسط مروارید  | 

سلام


سلامی دوباره به عشقای من ...بچه ها همه میدونید که من متاهلم و دانشجو...باور کنید حتی وقت نمیکنم به سر و وضع خونه م برسم .....وبلاگ خاطراتم رو هم به خاطر چند تا از بچه ها تا حالا حذف نکردم.....وگرنه حتی وقت نمیکنم به اون سر بزنم.....

مدیریت وبلاگ با مروارید عزیزم


اینم آرس وبم که چند نفری منتظرش بودن ... اونجا منتظرتون هستم گلای من .... دوستتون دارم

وبلاگم

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

خبر

................سر بزنید و نظر بذارید ...................

خاطرات عروس و خواهر شوهر

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1392ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

اعتراض

سلام خوبید ؟؟

بچه ها اینکه واسه رمان تابان هیچ نظری نیست یعنی هیچکس نمیخونه

دیگه ؟؟ خوب لااقل یه اطلاع بدید تا منم وقتم و هدر ندم ........ واقعا زحمت

نویسنده ای که پست میذاره بیشتره حالا هرچقدرم مزخرف یا یه نظر خشک

و خالی ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1392ساعت   توسط آیسان  | 

تابــــــــان 10

سلام بچه ها

متاسفانه نظراتون با پست قبلی پاک شد ولی ممنونم از همه ی افرادی که

نظر دادن ..... به خاطر پاک شدن پست قبلی اوایل این پست همون پست

قبلیه ولی مابقیش جدید ...... خودم میدونم این دو قسمت رمانم خراب شده

بذارید به پای اینکه با سیزده سال سن نمیدونستم چجوری این دونفر و باهم

روبرو کنم ..... ولی تو قسمتای بعدی از رو این قسمت پرش میکنم ... خوب

دیگه و حرف اخرمم که نظر موفق باشید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392ساعت   توسط آیسان  | 

دختر یخی پسر آتش 1

سلام بچه ها خوبین ؟؟ دیدم وب خیلی وقته اپ نشده گفتم یه کاری بکنم


خلاصه : دختری از جنس یخ،سنگ.دختری که در ظاهر خونسرد ولی در باطن شکسته،له شده.
پسری از جنس اتش،پرحرارت.در ظاهر شاد و پرانرژی ولی در باطن...........(کسی نمیداند)

میخواد یخ رو با گرمای خودش ذوب کنه.ولی یخی که حدود 10 سال یخ بوده به این راحتی ها ذوب نمیشه.........

خیلی جالبه ..... مروارید جان لطفا اضافش کن



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392ساعت   توسط آیسان  | 

رمان اقلیما - قسمت اخر

اینم از این بالاخره تموم شد


امیدوارم دوس داشته باشین


این یکی که به سلیقه خودم بود


بعدی چی باشه ؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1392ساعت   توسط مروارید  | 

رمان اقلیما - قسمت هشت

ی قسمت دیگه مونده


شرمنده خیلی طول کشید نت نداشتم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1392ساعت   توسط مروارید  | 

رمان اقلیما - قسمت هفتم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1392ساعت   توسط مروارید  | 

رمان اقلیما - قسمت ششم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1392ساعت   توسط مروارید  | 

رمان اقلیما - قسمت پنجم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1392ساعت   توسط مروارید  | 

رمان اقلیما - قسمت چهارم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1392ساعت   توسط مروارید  | 

رمان نیازم به تو 13 قسمت اخررررررررررررررررررررررررر


رمان تموم شد 

چطور بود؟؟؟؟

پایان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1392ساعت   توسط هانيه  | 

رمان نیازم به تو 12

خـــــــــــــــدایـــــــــــــــــــــا .... خـــیـــلـــی هـــا دلـــمــــو شـــکـــســــتــــن شـب بـیـا بـریـم سراغشون من نـشـونـت مـیـدم تـــــو بــبـــخــشــشــون


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1392ساعت   توسط هانيه  | 

رمان نیازم به تو 11

گفت جبران میکنم, گفتم کدام را? عمررفته را?روی شکسته ام را? دل مرده اما تپنده را? حالا من هیچ !جواب این تارموهای سفیدرامیدهی? نگاهی به سرم انداختوگفت چه پیرشده ای?!گفتم جبران میکنی? گفت کدام را...... !?

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1392ساعت   توسط هانيه  | 

رمان نیازم به تو 10

ادامه....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1392ساعت   توسط هانيه  | 

نیازم به تو 9


نیازم به تو 9


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1392ساعت   توسط هانيه  | 

رمان آخرین شب دوران نامزدی(19)قسمت اخر

اول ازهمه خــدای مهربون رو شکر می کنم که تا این لحظه خیلی کمکم کرد تا تونستم این رمان رو به پایان برسونم


دوم هم از خواهره گلم تشکر می کنم که تا این لحظه خیلی برای بهتر شدن داستان بهم کمک کرد ازش ممنونم.


درآخر هم ازدوست عزیزم خیلی ممنونم لازم بود ازش تشکر کنم با اینکه میدونم این مطلبمو نمی بینه

.واز همه ی بچه ها که تا این لحظه باهام بودن وباعث دلگرمی شدن دوستداشتم اسم تک تکشونو بگم ....همتونو دوست دارم.امیدوارم از رمان خوشتون اومده باشه.ولحظاته قشنگی رو درکنار هم سپری کرده باشیم!!خوبی وبدی منو به بزرگی خودتون ببخشید همتون به خدای رحیم می سپــارم عزیــزانــــــ


حسبی الله *خــــدا برای من کافی استـــ*


برچسب‌ها: آخرین شب دوران نامزدی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1392ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

رمان اقلیما - قسمت سوم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392ساعت   توسط مروارید  | 

رمان اقلیما - قسمت دوم

سلاممممممممممممممممم سلامممممممممممممممممم


خوبین همه ؟ چطور مطورین ؟


خب دوستان همه اونایی که درخواست تبادل لینک کرده بودن رو لینک کردم ببخشید اگه دیر شد


برای همتونم نظر گذاشتم ها ...


بله ... اینم قسمت دوم ... امیدوارم خوشتون بیاد من خودم دوسش دارم


راستی ؟ اونایی که می  خوان نویسنده بشن ؟ من هیچ کدومتون رو عضو نکردم .. لطفا ی ایمیلی


ادرس وبی چیزی بذارید که من بهتون خبر بدم عضو شدین


خیلی ممنون فعلاااااااااااااااااا




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392ساعت   توسط مروارید  | 

مطالب قدیمی‌تر