تاريخ : پنجشنبه چهاردهم دی 1391 | | نویسنده : مهتاب (الیکا)
قسمت اخررررررررر

 

بالاخره این می گل هم تموم شدا

ولی حیف شد رمان خیلی قشنگی بود

تقدیم به مهسا عزیز که از اولش همراه این رمان بود



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه چهاردهم دی 1391 | | نویسنده : مهتاب (الیکا)
تاريخ : چهارشنبه سیزدهم دی 1391 | | نویسنده : مهتاب (الیکا)
۲۱

 

مهسا جون تو که این رمان رو دنبال میکنی اینم ادامش عزیزم

شب بازم فک کنم میزاره

 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه چهارم دی 1391 | | نویسنده : مهتاب (الیکا)
۲۰

 

بچه ها فردا امتحان دارم

نمیرسم رمانای دیگه رو بزارم

فقط می گل رو میزارم چون میدونم خواننده داره

بقیه رمانا که فعلا درخواستی نداشتن

پس الان فقط می گل رو میزارم تا بعد

در ضمن

این قسمت رو که بزارم ذخیره می گل تموم میشه و با نویسنده میریم جلو

احتمالا تا اخر این ماه رمان رو هم تموم کنه

 



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه سوم دی 1391 | | نویسنده : مهتاب (الیکا)
۱۹

بچه ها یه قسمت مونده برسیم به نویسنده

اونم فردا میزارمدیگه بعدش با نویسنده میزارم

که قسمتاش خیلیییییییییی کوتاهتر از الان میشه



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه سوم دی 1391 | | نویسنده : مهتاب (الیکا)
تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391 | | نویسنده : مهتاب (الیکا)
تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391 | | نویسنده : مهتاب (الیکا)
تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391 | | نویسنده : مهتاب (الیکا)
۱۵

 

بابت دیشب ببخشید

ولی بچه ها ۳ یا ۴ قسمت دیگه میرسیم به نویسنده

اونم شبی یه پست میزاره

که اندازه این قسمتا طولانی نیستن

بعد گله نکنینااااا



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم آذر 1391 | | نویسنده : مهتاب (الیکا)
تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم آذر 1391 | | نویسنده : مهتاب (الیکا)
تاريخ : یکشنبه بیست و ششم آذر 1391 | | نویسنده : مهتاب (الیکا)
تاريخ : یکشنبه بیست و ششم آذر 1391 | | نویسنده : مهتاب (الیکا)
تاريخ : جمعه بیست و چهارم آذر 1391 | | نویسنده : مهتاب (الیکا)
۱۰

 

واقعا دیگه حوصله رمان گذاشتن ندارم

وقتی میبینم همزمان چندین نفر همیشه انلاینن

و بعدم هیچ نظری نمیزارین اصلااا حوصله رمان گذاشتن ندارم دیگه

خداییش خیلی سخته بعد هر رمان که میخونین یه نظر بزارین؟؟؟؟



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیست و چهارم آذر 1391 | | نویسنده : مهتاب (الیکا)
تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391 | | نویسنده : مهتاب (الیکا)
۸

ساده لباس بپوش،

 ساده راه برو،

اما در برخورد با دیگران ساده نباش.

زیرا سادگی ات را نشانه میگیرند برای درهم شکستن غرورت …

 

 

اینم به خاطر مهسای گل

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391 | | نویسنده : مهتاب (الیکا)
۷


بزرگترین حرف های کینه توزانه با این جمله توجیه میشه:

“به خاطر خودت میگم”



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و یکم آذر 1391 | | نویسنده : مهتاب (الیکا)
۶

 

اینم از می گل امشب

بچه ها اگه خواننده داره بگین تا بیشتر بزارم

بس که نظر نمیدین مثلا الان یادم رفته بود بزارم براتون مال امشبو



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیستم آذر 1391 | | نویسنده : مهتاب (الیکا)
۵

 

اینم از سهم امشب

خدافظ تا فردا

صبحشم که کلاس دارم

فک کنم عصر بیام دوباره

که رمان بازگشت رو میزارم



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه نوزدهم آذر 1391 | | نویسنده : مهتاب (الیکا)
تاريخ : شنبه هجدهم آذر 1391 | | نویسنده : مهتاب (الیکا)
۳

 

اگه نمیخونین بگین نزارم تا نویسنده کاملش میکنه ها

 

*********************

 

آدمها نمی فهمند..............
 
ترجمه میکنند ،
آن هم به زبان خودشان.........


میگنــــ خدا جایـــــ حــــق نشسته استــــــ ..
 
خُدایا میشود کمیـــ آنطرفـــــ تـــر بنشینیـــــ
 
تا حــــــق جــــــایـــــ خودشــــ بشینــــد ؟؟؟؟؟؟؟
 
 


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه هفدهم آذر 1391 | | نویسنده : مهتاب (الیکا)
۲

 

اینم طبق قولم پست امشب

اینهمه میگفتین بعد می گل ۱ که می گل ۲ رو بزارم

پس چرا الان خواننده نداره؟؟؟

ادامه ندم یعنی؟؟؟؟



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه شانزدهم آذر 1391 | | نویسنده : مهتاب (الیکا)
بچه ها این رمان رو گفتم هر وقت تموم شد براتون میزارم

اما الان که تموم نشده میزارم

ولی باید صبور باشین

چون هنوز کامل نشده

روزی یه پست تپل میزارم فقط

 

می گل ۲

نویسنده : samira-mis کاربر انجمن نودهشتیا(نویسنده ناشناس عاشق و می گل ۱ )

منبع : نودهشتیا

خلاصه : می گل و شهروز بچه دار میشن.....اما تو دوران بارداری برای می گل اتفاقاتی میافته که زندگیشون و دستخوش تغییر میکنه!

 

 



ادامه مطلب