X
تبلیغات
رمان خوانها - رمان | تپش عشق |

رمان خوانها

romankhanha.blogfa.com

تپش عشق 14

بچههههههههههههههه هاااااااا اینم از قسمت اخر....

رمان قشنگی بود.

امیدوارم خوشتون بیاد....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

تپش عشق 13

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

تپش عشق 11

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

تپش عشق 10

سلام دویاره....

اینم ادامش....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

تپش عشق 9

بچه ها دیگه الان نمیزارم...ولی سعی میکنم زود تمومش کنم....

فعلا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

تپش عشق 8

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

تپش عشق 7

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

تپش عشق 6

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

تپش عشق 5

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

تپش عشق 4

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

تپش عشق 3

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

تپش عشق2

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

تپش عشق 1

اسم رمان تپش عشقه

نویسنده best g!rl...SH کاربر انجمن

و اما خلاصه

داستان درباره ی (آویسا) دختر زیبا و شیطونیه که داره ترم اخر دانشگاه رو میخونه و جزء نفرات اول و درسخون هست که استادش که اشنایه خانوادگیشون هم هست به آویسا و دوتا دیگه از شاگرداش که یکی (مانی) و دیگری دوسته صمیمی آویسا (سادنا) که جزء نفراته اوله کلاس هستن پیشنهاد کار در شرکته یکی از اشنا هاشون رو میده و میگه با کار در اونجا هم نمرات پایانیشون رو کامل میده و هم اگه کارشون خوب بود میتونن بعدا همونجا کار کنن و این سه نفر قبول میکنن و به اون شرکت میرن شرکتی که رییسی کاملا جدی و مغرور داره به نام (آرشا)...شرکتی که اینده آویسا رو تغییر میده...شرکتی که تغییراته زیادی تو زندگی آویسا به وجود میاره...

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  |