قسمت اخرررر
موضوعات مرتبط: رمان | غریبه آشنای من |
ادامه مطلب
این نیز بگذرد …
اما بعضی چیزها هست که هر چقدر هم بگذرد ، “نمی گذرد” و داغشان تا ابد بر دل آدم میماند !
بالاخره تموم شدددددددددددددددددد
موضوعات مرتبط: رمان | غریبه آشنای من |
ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه دوم مهر 1391 | | نویسنده : الیکــــــآ |
۱۱
موضوعات مرتبط: رمان | غریبه آشنای من |
ادامه مطلب
با من از حکایت باران مگو
این روزها هوای حوصله ام عجیب ابری است .
با من از حکایت دوستی مگو
این روزها گوشهایم به نشنیدن دوستت دارم عجیب آشناست .
من این روزها چشم به راه یک معجزه ام
با من از معجزه بگو ...
موضوعات مرتبط: رمان | غریبه آشنای من |
ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه دوم مهر 1391 | | نویسنده : الیکــــــآ |
۱۰
موضوعات مرتبط: رمان | غریبه آشنای من |
ادامه مطلب
از مخالفت نترسيد بادبادک وقتي مي تواند بالا برود که با باد مخالف مواجه شود
موضوعات مرتبط: رمان | غریبه آشنای من |
ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه دوم مهر 1391 | | نویسنده : الیکــــــآ |
۹
موضوعات مرتبط: رمان | غریبه آشنای من |
ادامه مطلب
پادشاه یونان به کوروش کبیر گفت:
ما برای شرف میجنگیم شما برای ثروت
کوروش کبیر هم در جوابش گفت :
"هر کس برای نداشته هایش میجنگد "
موضوعات مرتبط: رمان | غریبه آشنای من |
ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه دوم مهر 1391 | | نویسنده : الیکــــــآ |
تاريخ : جمعه سی و یکم شهریور 1391 | | نویسنده : الیکــــــآ |
تاريخ : جمعه سی و یکم شهریور 1391 | | نویسنده : الیکــــــآ |
تاريخ : پنجشنبه سی ام شهریور 1391 | | نویسنده : الیکــــــآ |
تاريخ : پنجشنبه سی ام شهریور 1391 | | نویسنده : الیکــــــآ |
تاريخ : پنجشنبه سی ام شهریور 1391 | | نویسنده : الیکــــــآ |
تاريخ : پنجشنبه سی ام شهریور 1391 | | نویسنده : الیکــــــآ |
تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391 | | نویسنده : الیکــــــآ |
خب بریم برای رمان جدیدددددددد
موضوعات مرتبط: رمان | غریبه آشنای من |
ادامه مطلب
یه رمان خیلی توووووپ
نویسنده : بیسان تیته کاربر نود و هشتیا
خلاصه:
یلدا دختر یکی یکدونه ی خانواده ی خطیب....چند وقتی میشه که یه ناشناس هرروز صبح به خونه اشون زنگ میزنه و بعد از اون یه شاخه گل رز میذاره دم خونه.....این کار بعد از مدتی دیگه تکرار نمیشه و زندگی یلدا به روال عادی برمیگرده تا اینکه خانواده ی دوست مادرش به دلیل فوت یکی از بچه هاش به ایران برمیگردن و تصمیم میگیرن که اینجا زندگی کنن و آشنایی یلدا با این خانواده مسیر زندگیشو عوض میکنه و اونو به سمت اتفاقات خوب و بد سوق میده..............
اینم از جلدش

موضوعات مرتبط: رمان | غریبه آشنای من |
ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1391 | | نویسنده : الیکــــــآ |
