X
تبلیغات
رمان خوانها - رمان | فرشته من |

رمان خوانها

romankhanha.blogfa.com

فرشته من (قسمت آخر)

این رماااااااااااااااااان اووووجگلم تموووووووووووووووووووم شــــــــــــــــــــــــد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

فرشته من (26)

قسمت بیست و ششم :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

فرشته من (25)

قسمت بیست و پنجم :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

فرشته من (24)

قسمت بیست و چهارم :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

فرشته من (23)

قسمت بیست و سوم :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

فرشته من (22)

قسمت بیست و دوم :

یه پست تپل مپل


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

فرشته من (21)

قسمت بیست و یکم :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

فرشته من (20)

قسمت بیستم :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

فرشته من (19)

قسمت نوزدهم :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

فرشته من (18)

قسمت هجدهم :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

فرشته من (17)

قسمت هفدهم :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

فرشته من (16)

قسمت شانزدهم :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

فرشته من (15)

قسمت پانزدهم :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

فرشته من (14)

قسمت چهاردهم :

 

دوستان پست دوم فرشته من رو گذاشتم دوبااااااااره به ادامه مطلب بروید ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

فرشته من (13)

قسمت سیزدهم :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

فرشته من (12)

قسمت دوازدهم :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1391ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

فرشته من (11)

قسمت یازدهم :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1391ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

فرشته من (10)

قسمت دهم :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1391ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

فرشته من (9)

فرشته من

رمانش دارره قششنگ میشه نخونیــــــــــــــــــد پشیمون میشین هااااااا حالا از ما گفتن بود از شما ......



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1391ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

فرشته من (8)

قسمت هشتم :

 

فرشته من


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1391ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

فرشته من (7)

قسمت هفتم :

 

قسمت جدید فرشته من بخونید داره کم کم هیجانی میشه این قسمتش قشنگه خوشمان آآآآآآآآآآآآآامد .....

فرشته من


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1391ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

فرشته من (6)

قسمت ششم :

 

          فرشته من


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1391ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

فرشته من (5)

قسمت پنجم :

 

چرا فرشته من رو هیچکس نمیخونه قشنگه رمانش هاااااااا حالا ما گفتیم شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے ...

خب نخـــــــــــــــــــــووووووووووووووووووون


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1391ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

فرشته من (4)

قسمت چهارم :

 

              فرشته من

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1391ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

فرشته من (3)

قسمت سوم :

 

 

                فرشته من


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1391ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

فرشته من (2)

قسمت دوم :

 

                                     

                    فرشته من


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1391ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  | 

فرشته من (1)

قسمت اولشه :

به نام آفریننده ی عشق


یه رمان دارم میذارم نویسندشم آشناس فرشته ۲۷ نویسنده مسیر عشق که خیلی قشنگه

منبعشم نودهشتیاس دیگهههه

* عاشقانه و هیجانی و کل کل و کمی هم خنده دار*


نویسنده رمان (قصه عشق ترگل) و (مسیرعشق)




خلاصه رمان (فرشته من):رمان درباره ی دختری به اسم فرشته است که خانواده اش میخوان اونو به اجبار و به خاطر پول و به اصرار نامادریش بدن به یه پیرمرده پولدار در حالی که فرشته 20 سالش بیشتر نیست.
شب عروسیش قبل از عقد به کمک دوستش از خونه فرار می کنه و اینجوری مسیر زندگیش تغییر می کنه و خوندنش خالی از لطف نیست و مطمئنم ازش خوشتون میاد و اینکه اتفاقاتی قراره درش بیافته که باعث میشه موضوعه رمان تکراری نشه و یکنواخت نباشه


نظر فراموششششش نشه که ادامه بدم یا نه ؟!


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1391ساعت   توسط مهتاب (الیکا)  |