تاريخ : جمعه یازدهم اسفند 1391 | | نویسنده : مهتاب (الیکا)
استاد با چند تا از دانشجوها یه گوشه نشستن.منم که با این لباس خوشگل یه گوشه کز کرده بودم.

دیدم اینطوری نمیشه به مرال گفتم یه آهنگ عربی توپ بزاره می خوام برم وسط.


اونم چشاش از خوشحالی برق زدو گفت:گرم کردن این مجلسو سپردم به خودت.


چون کم پیش میومد من غیر از جمع های خونوادگی و دوستانه جایی عربی برقصم.یه خورده فقط یه خورده رقصم تحریک کننده بود.


با شروع شدن آنگ عربی اونایی که دو نفره می رقصیدن کشیدن کنار.منم با مهارت شروع کردم به رقصیدن.بعضی جاها هم در حال قر دادن زل میزدم به اطرافیام که محو رقصیدن پر عشوه ی من شده بودن.برای یه لحظه چشمم افتاد به آرتا.داشت با یه حالت هوسی به رقصم نگاه می کرد.چشات در آد.منم نامردی نکردمو یه چشمک براش زدم.اونم یه لبخند خوشگل تحویلم داد.


رقصم که تموم شد چند تا پسر اومدن سمتم .پسرای دانشگاه هم بودن.هی چرت و پرت می گفتن منم مجبوری لبخند می زدم.


ساسان یکی از هم کلاسیام گفت:افتخار یه دور رقصو میدی وستا جون؟


یه نگاه بهش کردم دیدم نخیر اصلا حوصلم نمی گیره با همچین آدمی برقصم.میخواستم درخواستشو رد کنم که احساس کردم یه دست آروم دور کمرم حلقه شد وصاحب اون دسته گفت:


ببخشید آقایون.من قبلش قول یه رقص رو ازشون گرفته بودم خدا روزیتونو یه جای دیگه بده.


صدا صدای خودش بود.چقدر آغوشش گرم بود.دوست داشتم برگردم سمتش و محکم برم تو بغلش ولی من نباید اینکارو بکنم.من همچین دختری نبودم.


سریع از تو بغلش اومدم بیرون و می خواستم جوابشو بدم.که دستمو کشید و منو برد وسط.دستشو دور کمرم محکم حلقه کرد.سرمو به سمت صورتش بلند کردم


_دستتونو ول کنین.من نمیخوام برقصم.


_دیگه الان مجبوری.خیلی زشته مثل دخترای تازه به دوران رسیده که خجالتین بکشی کنار.شایدم رقص دونفرت به اندازه ی رقص عربیت خوب نیست.


با حرص نگاهش کردمو گفتم:مطمئن باشین بهتر از شما بلدم.


_کوچولو اگه بلدی پس چرا دستتو دور گردنم ننداختی؟


رو پاشو لگد کردم و جوابشو ندادم.اونم خندید.دستمو انداختم دور گردنش درحالیکه سرم پایین بود آروم با آهنگ تکون میخوردیم.وسطای آهنگ دستشو به حالت نوازش گونه روی کمرم می کشید.


تازه یادم اومد آقا مسته.بیشهور.


سرمو گرفتم بالا خواستم بهش یه چیزی بگم دیدم با چشمای خمار شده از گرما و لبخند داره نگام میکنه. سرشو آورد دم گوشم گفت:


_میدونستی خیلی بدنت تحریک کنندس؟

بعد لاله ی گوشو بوسید.از خودم فاصلش دادم گفتم:داری چه غلطی میکنی دیوونه.احترام خودتو نگه دار