تاريخ : جمعه چهاردهم مهر 1391 | | نویسنده : مهتاب (الیکا)
رمان عشق و دیوانگی

نوشته:kolaleh.gh

خلاصه: بازم بايد بگم دخترى از جنس همه ى دخترا؟! شايد... دختر قصه ى ما شايد از جنس بقيه ى دخترا باشه... اما مثل بقيه نيست... فقط جنسش از ماست! مثل ما ضعيف نيست! مثل ما نميشكنه! خيلى مشكل تو زندگى ش داره اما به روى خودش نمياره! توى اين رمان خبرى از اينكه دختره سريع بغض كنه و گريه كنه نيست... مامان بابا ها اونقدرا هم كه نشون ميدن مهربون نيستن... خبرى از ويلاى شمال نيست! عشق ها همه واقعى نيست! قرار نيست همه تا آخر با هم باشن... شايد اونى كه بد به نظر ميرسه اونقدرا هم بد نباشه! شايد پسر قصه مون خيلى سنگ دل باشه... شايد عاشق دختر قصه مون نشه! شايد دختر قصه مون قلب مهربونى داشته باشه اما بدجنس به نظر بياد! شايد اونم دلش محبت واقعى رو بخواد... و خيلى شايد هاى ديگه... اينجا همه ديوونه ان! ديوونه ى زنجيرى!!!!!! چون واسه عاشق شدن بايد ديوونه باشى! و واسه ديوونگى بايد غرورتو بشكنى!
اصلا بی خیال تو ... وقتی نه بدست می آیی و نه دست می شویی از من... بی خیال... من نه گریز دارم از تو ، نه هوای ماندن... اصلا بی خیال عشق... بیا مثل همه ديوانگى مان را بکنیم!


رمان عشق و دیوانگی (برای موبایل) : http://s1.picofile.com/file/7460580856/eshgh_va_divanegi.jar.html

رمان عشق و دیوانگی (برای کامپیوتر) :http://s1.picofile.com/file/7460577846/eshgh_va_divanegi.pdf.html